قدم می زنم

آرامشم را

میان قبرها!

طلوع وغروب بجای تولد ومرگ آمده اند

تا زندگی

               در زنجیره ی معنا شود!

کاش:انسان در مدار کهکشان راه شیری

با عمر نوری معنا می شد!

تا من که هرگز

طلوعی را ندیده ام

روزی هزار بار

قدم نمی زدم

آرامشم را

میان غروبها!!