امروز
دیر اومدم ولی اومدم!!!!!!

جاتون خالی امروز صبح به مناسبت هفته تربیت بدنی با همه دانشجوها و اساتید رفتیم پیاده روی.

با اینکه ساعت ۴.۳۰ از خواب ناز بیدار شدم
ولی خیلی خوش گذشت.
هم صبحانه دادن هم جایزه.که جایزه به من نرسید .(به این میگن خوش شانسی)


حالا کلاس ندارم تا شنبه حوصلم سر رفته.یعنی از دیروز تا حالا کلاس ندارم.
کلاس نرفتن هم حال میده هم نه.چون اگه نرم کلاس نمیدونم چیکار کنم.ساعت پیش هم با دوستام رفتم سر کلاسشون و چون میدونستم استادشون نمیتونه بلایی سرم بیاره کلی مسخره بازی در آوردم . فوقش میگفت برو بیرون «منم میرفتم بیرون»
خلاصه خیلی حال میده.خب دیگه برم که الان سرویس میاد جا میمونم.
آقا من یه دوست دارم اسمش ابیه همین الان بهم گفت اسم منم بیار.
این آقا ابی یه کم تپله ولی بچه خوبیه.من رو با یه ساندویچ خر کرد تا یه دروغ به یکی از دخترا بگم.(آدم بی وجدانیه نه؟)
داره بهم بد و بیرا میگه.اما من کار خودم رو کردم و کار زشتی که انجام داده بود ( رشوه دادن به من) رو نوشتم.

بوس بای.....
*به سلامتي ديوار، نه واسه بلنديش واسه اينكه هرمردونامردي بهش تكيه ميكنه*